اوجـــــان
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

وطن قوتسال، تانری مقامیندا دایانان مادی و روحی وارلیقدیر.

وطنی سئوه نی عالم سئوه ر، وطن اوچون یاشایانی تاریخ یاشادیر.

وطن ده ن اوز چئویره نی انسانلار قارشیلامیر، انسانلار باغیشلایاندا- توپراق باغیشلامیر، توپراق باغیشلایاندا- تاریخ باغیشلامیر، یادداش باغیشلامیر !

وطن سئوگیسی اوله نده انسان اولور، شخصیت اولور! وطن هاردان باشلاییر؟ وطن هاردا قورتاریر؟ بو سورولار اطرافیندا چوخ گوتور- قوی ائدیب آیدینلاریمیز، یئتگینله ریمیز، دوشونه رله ریمیز آما، بیر اورتاق فیکره گله بیلمه مشله ر. چونکو وطن هئچ هاردان باشلانمیر و هئچ هاردا قورتارمیر، ترسینه، هرشئی وطنده ن باشلانیر و هر شئی وطن ده قورتاریر.

بونونلا بئله، وطن حدود، اولچو باخیمیندان، نه قده ر گئنیش آنلاییشدیرسا، مظمون، ماهیت باخیمدان بیر او قده ر کانکرت مادی مدنی ثروت، میللی پسیخولوژییا، میللی خالق، بدیعی و فلسفی دوشونجه سینیری و بوتون بونلارین داشیییجیسی اولان کانکرت انسانلار دورور. آما، وطن آنلاییشینی بلیرلی زامان و مکان کسییینده آلماق اوزونو هئچ واقت دوغرولتمور. وطنی بوتولوکده اوز کئچمیشی و بو گونو ایله بیرلیه گوتورمه ک، بوگونکو ملی رسپوبلیکا سینیرلاری ایچینده یوخ، اولولاریمیزین اجداد و بابالاریمیزین آیاغی توخونوموش قویلاقلاری قازیلمیش هر قاریش توپراقدا آنلاماق لازیمدیر.

[ سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ] [ 11:1 ] [ اوجانلـی ]

خلاصه شده از رساله (مقایسة اللغتین)
جواد هیئت
متأسفانه در دوران پهلوی،به پیروی از افکار ملی گرایانه افراطی و شوونیستی بیش از نیم قرن در این باب سیاست جبر و تحمیل اعمال شد و از چاپ و انتشار هر گونه کتاب تورکی جلوگیری به عمل آمد و زبان فارسی هم بصورت زبان انحصاری دولتی و تحمیلی در آمد!در نتیجه این سو ء تدبیر و انحصار طلبی و سیاست زور گویی،زبانهای غیر فارسی مردم ایران،بویژه تورکی رسما” ممنوع شد.البته اینگونه رویه و اعمال غیر انسانی و ضد مردمی بدون واکنش نماند و در مردمی که زبانشان ممنوع اعلام شده بود عکس العمل هایی نا مطبوع و گاهی کینه و نفرت برانگیخت و خواه و نا خواه از شیرینی لهجه فارسی هم در مذاق آنها کاسته شد!؟
بعد از سقوط رژیم پهلوی و رفع ممنوعیت دولتی در مدت کوتاهی کتاب و مجله و روزنامه به زبان تورکی چاپ و منتشر شد و دیوانهای شعرای تورکی گو قدیم و جدید تجدید چاپ گردید و زبان تورکی مجددا” ولو بطور نسبی فرصت و میدان هنرنمایی یافت.
در حال حاضر 25 لهجه یا زبان تورکی در مناطق مختلف شوروی سابق،ترکستان شرقی(چین)،ترکیه و بالکان زبان رسمی مردم است و در حدود20 لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است.
ادبیات شفاهی تورک ها بسیار غنی است و در هر منطقه ضمن ویژگی های عمومی و قدیمی خصوصیات محلی را نیز در بردارد.ادبیات شفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی از غنی ترین آنها در نوع خود میباشد.
کتاب ده ده قورقود که داستانهای اقوام اوغوز را بازگو میکند،یکی از قدیمی ترین آثار ادبیات شفاهی است و بطوریکه اغلب دانشمندان معتقدند،همچنانکه از متن کتاب هم بر می آید مهمترین وقایع تاریخی این داستانها در آذربایجان و در قسمت شرقی آناطولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها و ویژگی های قومی و قبیله ای مردم این سرزمین سخن رفته است.
طبق آمارهای اخیر در دنیا شش هزار زبان موجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنها کمتر از یک هزار گویشور دارند و تنها 20 زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخن می گویند.زبان شناسان معتقدند که یک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشته باشد بنابراین بیش از نیمی از زبانهای حاضر در حال نابودی هستند.
اینترنت،حکومتهای ملی در گزینش و تحکیم زبانهای ملی و تضعیف دیگر زبانها نقش مهمی دارند. پیشرفت علمی و صنعتی شدن و روشهای ارتباطی نوین نیز به نابودی زبانها کمک می کند.زبانی که در اینترنت نباشد زبانی است که در دنیای نوین “دیگر وجود ندارد”،این زبان مورد استفاده قرار نمی گیرد و در تجارت هم بکار نمی رود.
مسئله زبان در قرن21 ام دو سئوال را مطرح میسازد.از یکسو زبانهای ملی یا پر گویشور چگونه در برابر پیشتازی زبان انگلیسی مقابله کنند؟از سوی دیگر،زبانهای فرعی یا محلی چگونه می توانند از خطر نابودی نجات یابند و در جهت توسعه پیش بروند؟
برای حمایت از زبانهای محلی و جلوگیری از نابودی آنها در 10-12 سال اخیر مقامات بین المللی تصمیماتی اتخاذ و قطعنامه هایی صادر کرده اند . از جمله:
در18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمان بین الملل متحد بیانه مربوط به حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی یا ملی،مذهبی و زبانی را به تصویب رساند.این بیانیه کشورها را موظف کرد تا از موجودیت و هویت اقلیتها در داخل مرزهایشان حمایت کنند.از میان حقوق پیش بینی شده برای اشخاص متعلق به اقلیتها عبارتند از:حقوق برخورداری از فرهنگ خاص خودشان / حق استفاده از زبانشان / اجازه شرکت مؤثر در فعالیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی،اقتص ادی و زندگی عمومی و نیز در تصمیم گیریهای مربوط به اقلیتی که به آن متعلق هستند./ اجازه تاسیس و اداره موسسات مربوط به خودشان،حق ایجاد ارتباط صلح جویانه و خالی از تبعیض با اعضای گروه خودشان یا دیگر اتباع کشورهای دیگری که با آنها پیوندهای مشترک قومی ، مذهبی و زبانی دارند.این نخستین سند قابل قبول جهانی و جامع مربوط به حقوق اشخاص وابسته به اقلیتهاست و از همین رو بر نحوه اجرا و تصویب قوانین ملی کشورها تأثیر خواهد گذاشت.
شباهت و خویشاوندی زبانها از دو نظر بررسی میشود:
1-منشأ زبانها
2-ساختمان و شکل خارجی زبانها(موروفولوژی)
زبان تورکی از نظر منشأ جزو زبانهای اورال-آلتای و یا به بیان صحیحتر،از گروه زبان های آلتائی است.
زبانهای اورال-آلتای به مجموعه زبانهایی گفته میشود که مردمان متکلم به آن زبانها از منطقه بین کوه های اورال-آلتای(در شمال ترکستان)برخاسته و هر گروه در زمانهای مختلف به نقاط مختلف مهاجرت نموده اند.
این گروه زبانها شامل زبانهای فنلاند،مجارستان(اورالیک)و زبانهای تورکی،مغولی،منچو و تونقوز(زبانهای آلتائیک)میباشد.
از نظر ساختمان و موروفولوژی زبانها به سه دسته تقسیم میشوند:
1-زبانهای تک هجائی ویاتجریدی :مانند زبان چین جنوب شرقی آسیا.در این زبانها کلمات صرف نمی شوند و پسوند و پیشوند نمی گیرند و تغییر نمی کنند.گرامر منحصر به نحو و ترکیب و ترتیب کلمات است که معانی کلمات را تغییر میدهد.در این زبانها آکان یا استرس(تاکید یا وورغو)،تن صدا و انتو ناسیون یا آهنگ ادای کلمات و جمله بسیار مهم است و معنا را مشخص میکند.در زبان چین تعداد کمی از واژه ها تک هجایی هستند.
2-زبانهای تحلیلی یا صرفی : در این زبانها ریشه کلمات هم ضمن صرف تغییر می نماید مانند:گفتن – می گویم. زبانهای هند و اروپائی و از آن جمله زبان فارسی جزو این گروه می باشند.
3-زبانهای التصاقی یا پسوندی : در این زبانها کلمات جدید و صرف افعال از چسبانیدن پسوندهای مخصوص به ریشه کلمات ایجاد میشود و این مسئله سبب پیدایش لغات جدید و غنای لغوی می گردد.در این زبانها ریشه ثابت و در موقع صرف تغییر نمی یابد.پسوندها تابه آهنگ ریشه بوده و به آسانی از آنها قابل تشخیص اند. زبان تورکی و گروه زبانهای اورال-آلتائی جزو این دسته می باشند.
در زبانهای هند و اروپائی از جمله فارسی پیشوندهای جر(ادات)یا حروف اضافه وجود دارد. در صورتی که در تورکی پیشوند وجود ندارد. مثلا در برابر کلمه ی انترناسیونال (فرانسه)و بین الملل(عربی)،در تورکی میلّتلر آراسی و یا اولوسلار آراسی گفته میشود.یعنی به جای پیشوند ، پسوند بکار میرود،چون در تورکی کلمات از آخر تکامل و توسعه پیدا می کنند.
در زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی(مبتدا و خبر)در بتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط یه شکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند ساختمان جمله ناقص نمی شود . ولی در تورکی ترتیب عناصر کاملا بر عکس است . یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود،عنصر اصلی، یا فعل هم در آخر قرار می گیرد. مثال در فارسی = من به شیراز رفتم تا دوستم را ببینم که اخیرا از فرانسه آمده و در آنجا شش سال طب خوانده است.
حال همین مثال در تورکی = آلتی ایل صب اوخویاندان سونرا فرانسادان یئنی قاییدان دوستومو گؤرومک اوچون شیرازا گئتدیم.
جی،ال،لویس در دستور خود اجزای جمله تورکی را به ترتیب زیر می شمارد:
1-فاعل2-قید زمان 3- قید مکان 4-مفعول غیر صریح5-مفعول صریح6-قید و هر کلمه ای که معنی فعل را تغییر دهد7-فعل.
هر چیز معین بر غیر معین مقدم است،یعنی اگر مفعول صریح معین باشد بر مغعول غیر صریح غیر معین مقدم میشود.مثال جمله مرتب تورکی چنین است:
نقاش گئچن گون موزده گلن لره تابلولارینی اوزو گؤستردی یعنی نقاش روز گذشته در موزه تابلوهای خود را به تماشاچیان خودش نشان داد.
بعلاوه هر عنصری از جمله که به آن بیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار می گیرد.
در صورتی که جمله با فعل ختم نشود جمله معکوس گفته میشود که در محاوره ،شعر و سبکهای خاص به کار میرود.
هماهنگی اصوات:یکی از بارزترین ویژگی های تورکی هماهنگی اصوات است.اصوات یا آواها در زبان به عنوان عناصر بسیط تشکیل دهنده کلمات دارای نقش اساسی هستند در زبان تورکی بین اصوات مختلف ریشه وپسوند هماهنگی موجود است.
هماهنگی اصوات سبب میشود که کلمات تورکی دارای آهنگ خاص بوده و تلفظ صحیح آنها اثر مطبوعی در شنونده ایجاد نماید.
حروف یا صداهای رایج تورکی 32 عددند که از آنها 9صائت و بقیه صامت هستند.
در تورکی بر خلاف فارسی و عربی صدادارها کوتاه اند و به همین علت شعرای تورکی گو در شعر عروضی به اجبار از کلمات فارسی یا عربی استفاده کرده و یا بعضی اوقات صداها را کشیده تلفظ می کنند.وزن عروضی بر خلاف وزن هجایی برای شعر تورکی مناسب نبوده و در شعر معاصر جای سابق خود را از دست داده است.شعر تورکی قبل از پذیرفتن اسلام با وزن هجایی سروده شده و “قوشوق” یا “قوشقی” نامیده میشد.بعد از آنکه بر اثر مهاجرتها تورکان به اعراب و فارسی زبانان نزدیک شدند وزن عروضی آن را از آن اقتباس و به مرور وزن کلاسیک شعر تورکی قرار دادند.با وجود این شعرای خلقی (اوزانها و عاشیقها) اشعار خود(بایاتی ، قوشما و…)را با وزن هجائی سروده اند.
در بررسی مقایسه ای زبانها از چهار نقطه نظر تحقیق میشود:
1-از نظر جمله بندی یا نحو
2-از نظر مورفولوژی یا شکل خارجی و پسوندها
3-از نظر آوائی یا فونتیک(صداها)


http://tansu.blogfa.com

اینک درباره لغات و مخصوصا” افعال تورکی در مقایسه با لغات و افعال فارسی توضیحاتی داده میشود.
در این باب امیر علیشیر نوائی در حدود 500سال قبل در کتاب محاکمة اللغتین بحث قابل توجهی نموده و بعنوان مثال یکصد لغت تورکی را که معادل آنها در فارسی نیست مطرح نموده است ،همچنین تعداد زیادی از افعال تورکی را که فارسی ندارد برشمرده است.
نوائی می گوید معادل این کلمات که صد تای آن بعنوان نمونه ذکر شد در فارسی وجود ندارد،بنابراین اگر بخواهیم معانی این کلمات را به فارسی زبانها بفهمانیم ناچار باید به کمک جمله هایی با کمک گرفتن از کلمات عربی متوسل شویم.
لغاتی را که نوائی در کتاب خود بعنوان مثال بکار برده کلمات تورکی جغتائی است و اغلب برای تورک زبانان ایران نا آشناست از اینجهت در این رساله به جای آنها لغات مشابه تورکی آذربایجانی بکار برده شده است.
در این رساله در حدود 1700 کلمه تورکی آذربایجانی درج شده که در فارسی کلمه مستقلی برای آنها بکار نمی رود. ضمنا” بعنوان نمونه در حدود 350 کلمه تورکی نقل شده که عینا” در فارسی بکار میرود مانند:آقا،خانم،سراغ،اوغور� �قاب،قاشق،قابلمه،دولمه،بی� �ق،سنجاق و امثال آنها.
در مقایسه دیکسیونرهای تورکی آذربایجانی تورکی ترکیه مشاهده میشود لغاتی که معادلشان در فارسی موجود نیست در دو لهجه تورکی یکی نبوده و در بیش از 30%لغات با هم متفاوتند.از طرفی از هر ریشه لغتی 1- 4 کلمه ذکر شده،در صورتیکه در تورکی از یک ریشه تعداد زیادی کلمات ساخته میشود و هر کدام معنی بخصوصی دارند.ضمنا” باید خلطر نشان نمود که در حال حاضر 28 زبان یا لهجه مستقل تورکی وجود دارد که 20 لهجه آن دارای کتابت و ادبیات میباشند و هر کدام دارای لغات مترادف بیش از یک هزار لغت تورکی آذربایجانی می باشند.با این ترتیب معلوم میشود که هزاران کلمه در تورکی موجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.
در زبان تورکی کلماتی با اختلاف جزئی(نوآنس)در معانی موجود است که در فارسی نیست.مثلا”برای انواع دردها کلمات:
آغری/ آجی/ سیزی/ یانقی/ زوققو/ سانجی/ گؤینه مک/ گیزیلده مک اینجمک، بکار می رود که هر کدام درد بخصوص را بیان می کنند.
آغری معادل درد فارسی است(درد عضوی).
سانجی به درد کولیک احشاء تو خالی گفته میشود مانند قولنج روده،
آجی به درد پرووکه گفته میشود مانند درد در موقع کشیدن دندان.
سیزی به درد خفیف سوزش دار گفته میشود.
یانغی معادل سوزش میباشد.
زوققو درد همراه ضربان است مانند درد آبسه ودرد عقربک انگشتان و امثال آنها.
گؤینه مک شبیه سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود.
اینجیمک دردر موقع پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد.
گیزیلده مک درد شبیه گزگز کردن دردناک می باشد.
در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد و یا سوزش بکار می رود.
در تورکی به گریه کردن آغلاماق گفته میشود.ولی این کلمه مترادفهای زیادی دارد که هر کدام حالات مختلف گریه را بیان می کند.مثلا”:
آغلامیسماق یعنی بغض کردن و به حالت گریه افتادن بدون اشک ریختن.
بؤزمک به معنی حالت گریه گرفتن کودک.
دولوخسونماق به معنی حالت گریه به خود گرفتن و متأثر شدن بزرگسال و پر شدن چشم از اشک میباشد.
آغلاشماق به معنی گریه دسته جمعی و تعزیه بکار میرود.
هؤنکورمک با صدای بلند گریه کردن و هؤککولده مک گریه با هق هق میباشد.
بوزلاماق با صدای بلند گریه کردن و از سرما لرزیدن میباشد.
ایچین چالماق به معنی از فرط گریه کردن گریه بدون اشک و یا هق هق نمودن است .
کؤیرلمک به معنی حالت گریه دست دادن است.
در تورکی جغتائی اینگره مک و سینگره مک به معنی یواش یواش بطور مخفی گریه کردن و سیقتاماق به معنی زیاد گریه کردن و اؤکورمک به معنی با صدای بلند گریه کردن میباشد.همچنین ییغلاماق به معنی گریه کردن و اینجگیرمک به معنی با صدای نازک گریه کردن است.
در تورکی اوُسانماق به بیزار شدن و به تنگ آمدن می گویند.بیقماق،بئزیکمک،بئزم� � و چییریمک هم با اختلاف جزئی همان معنی را میدهد مثلا”:چییریمک بیشتر بمعنی زده شدن میباشد.
ترپشمک به معنی تکان خوردن
و ترپتمک به معنی تکان دادن است
ولی چالخالاماق به معنی تکان دادن به منظور سوا کردن(مثلا سوا کردن کره از ماست)،
قاتیشدیرماق به معنی مخلوط کردن و قاریشدیرماق به معنی به هم زدن با قاشق و غیره .. میباشد.
ییرقالاماق به معنی تکان دادن و جنباندن و سیلکه له مک به معنی تکان دادن درخت و یا لباس و فرش و امثال آن میبا شد.
در فارسی برای هیچکدام از این تعبیرات لغات مستقل به خصوصی وجود ندارد.
ایمرنمک،قیمسانماق که با اختلاف جزئی به معنی آرزو کردن و هوس کردن و نیسگیل به معنی آرزوی براورده نشده و حسرت میباشد،هیچکدام معادل مستقلی ندارند.

........................................

Xələcistan


خلجلر و خلجيستان

    چوخ ميللتلي ايران'دا ياشايان ميللتلرين تصنيفي، دانيشديقلاري ديللره اساسلانير. بو اساسا گؤره ايران'دا بوگون دؤرد تورکي (تورکيک) ميللت ياشايير: "تورکلر"، "تورکمنلر"، "قازاقلار" و "خلجلر" . ايران'دا "خلج" آديندا ايکي آنا قوروب واردير:

    1- خلج (khalaj) خالقي. 2- باشقا ميللتلرده اريميش اولان خلج قوروبلاري.

    1- خلج خالقي :

    خلجلر گونوموزده جنوبي آذربايجان'ين ان گونئيينده اراک شهه رينين شيماليندا، اراک ساوا قوم - تفريش دؤرد بوجاغيندا يئرله شميش تاريخي "خلجيستان" (khalajistan) دا ياشايان تورکي ديللي کيچيک بير قوروبدورلار. خلج (قالاچ، خليچ، خليج، خاليج) سؤزو تاريخده اسکي بير تورکي ائل "قارليق" ، "خارلوق" (کارلوک، قارلوق، خئللوخ)'لا قاريشميشدير. باشقا افسانه - روايتلره گؤره بو آد "قال آج" يا دا "قيليج"دان تؤره ييبدير .

    خلجلر هينديستان، ماورا النهر، خوراسان (8-9. يوز ايللر)، اورادان ايران'داکي سيستان و بلوچيستان (10-11. يوز ايللر)، مرکزي ايران-آذربايجان و آنادولو (سلجوقلولارلا، 11-12. يوز ايللر) ، بير يول داها مرکزي ايران (1219’ده مونقول هوجوموندان قاچاراق) و آذربايجان'ا (14. يوز ايل) دک گئنيش بير منطقه يه ياييلميشديلار. اينديکي خلجلر جنوبي و مرکزي ايران'ا کؤچموش بؤلومون قالينتيسي ساييليرلار.

    ديللري: خلج ديلي تورکي ديللري آراسيندا ان سون بليرله نه ن ديل اولموشدور. اسکي تورکجه نين خوصوصييتلريني ان ياخچي شکيلده قورودوغو ايدديعا ائديله ن خلججه اسکي تورکيک ديل آرقوجا'نين داوامي ساييلير و حئيرت وئريچي اؤلچوده گؤک تورکجه يه ياخيندير. تورکولوژيده خلج (khalaj) ديلي دييه نده بو ديل قصد ائديلير. خلج ديلينين کؤکو ساييلان آرقوجانين آدي، ايلک 759-780'لرده اورتا آسيا ماني ديني متينلرينده گئچير. بير سيرا آراشديرماچيلارا گؤره 8-11.نجي يوز ايللر آراسيندا آرقولار اوغوزلارا باغلي خلج قوروبونون قونشولوغوندا ياشاييرديلار و زامانلا اونلاردان بوگونکو آدلاري اولان خلج'ي آليبلار.

    بونا رغمن ياشايان ان اسکي تورکي (تورکيک) ديل اولان خلج ديلي، اوغوز ديللريندن دئييلدير و چوواش ديلي کيمي تک باشينا تورکي (تورکيک) ديللرينين موستقيل بير قولونو تشکيل وئرير. نتيجه ده، آذربايجان تورکجه سينين هر هانسي بير لهجه سي ده ساييلانماز .

    خلج ديلينين بير نئچه لهجه و آغزي واردير. بو لهجه لر آراسينداکي مووجود فرق، تلخاب لهجه سينده اولدوغو کيمي، بعضن او قده ر بؤيوکدور کي خلج'ي تک بير ديل دئييل، تورکي ديللري عاييله سينين "خلج ديللري آلت قوروبو" اولاراق صينيفله نديرمه نين داها اويقون اولابيله جه يي دوشونجه سيني اورتايا آتان ديلچيلر اولموشدور .

    ايران'دا ساييجا اهممييتسيز آمما تورکولوژيده ان اهممييتلي ديللردن بيري ساييلان خلج ديلي، هر هانسي بيرله شديريچي بير يازي ديلينه صاحيب دئييلدير. بو ديلين يازيلي ادبيياتي يوخدور. ايران'دا بو ديلده کيتاب ويا درگي چاپ اولمور. گئچميشده آزربايجان تورکجه سينين آغير ائتگيسي آلتيندا قالان خلججه بو ديلدن آذربايجان تورکجه سينين بير لهجه سي آدلاناجاق قده ر گئنيش شکيلده ائتگيله نميشدي. گونوموزده ايسه فارسجانين آغير و هر طرفلي تاثيرينه معروض قالاراق تامامن و يئيينجه يوخ اولمايا اوز توتموش دورومدادير.

    خلجيستان: ائتنيک آذربايجان و ائتنيک فارسيستان'ين بيرله شدييي منطقه ده يئرله شه ن خلجيستان'دا 45-80 آراسيندا خلج کندي واردير. بونلار ايکي قوروبدان تشکيل تاپير. بيريمينجيسي ساوا و خرقان آراسي (مرکزي نووخران'دير)، اٶته كي قوم شهه ري و غربينده کي سولطان اباد آراسينداکي منطقه دير. بيرينجي قوروبا "خلج-ي ساوا" ويا "قاهير" ، ايکينجي قوروبا ايسه "خلج-ي امير حوسئينلي" دئييلير. خلجلر بورادا بير نئچه ياشاييش بؤلگه سينده جينديرلي، قاراخانلي، يئتيملر، صفرعلي، ايسماعيللي، کيرديللي، شيکارلي، قاراگده، هسه خالي، بايراملي و.س. کندلرينده ياشيييرلار.

    1996دا آسيميلاسييون سيياستي دوغرولتوسوندا، جنوبي آذربايجان'ين خلجيستان بؤلگه سي "مرکزي اوستان" و "قوم اوستانلاري" (بوراداکي "خلجيستان"، "جعفراباد"، "کوهک" رايونلاري) آراسيندا ايکييه بؤلوشدورولموشدور.

    کيمليک: خلجلر ياخين زامانلارا دک کؤچه ري اولسالار دا بوگون اوتوراق ياشاما گئچيبلر. خلجلر خوصوصييله ييرمينجي يوز ايلده باشدا فارسلار اولماق اوزره سورعتله قونشو خالقلاردا اريميشلر. يوز ايلين باشيندا خلجلرين توپلام ساييسينين 350.000-400.000 نفر آراسيندا اولدوغو تخمين ائديليردي. 1996'دا ايسه خلجلرين ساييسي لاپ چوخ 28.000-30.000 نفر ايدي.

    گونوموزده ياشلي-قوجالارين اکثرييتي ايکي ديلليدير و فارسجا دا دانيشير. اوشاقلارينين چوخو ايسه خلج ديليني هئچ بيلمير. داوام ائده ن سورعتلي فارسلاشما آخيمي نظره آلينيرسا آرخايينليقلا دئييله بيله ر کي بير-ايکي نسيل سونرا بو ديلي دانيشان هئچ کيم قالماياجاقدير .

    خلجلرين آسيميلاسييونو باشقا ايران خالقلاري و خوصوصييله تورکلرين آسيميلاسييونو چرچيوه سينده گئرچکله شمکده دير. بونلار دا اٶته كي ايران تورکلري کيمي فارس کولتورونده خور گؤرولموشدور .

    اينانج: خلجلر ان آز 15-16 يوز ايللردن بري علوي (قيزيلباش-علي اللاهي) مذهبينده دير. بعضي تاريخچيلر خلجلرين علوي قيزيلباش تورک بيرلييينه قاتيلديقلاريني قئيد ائده رلر. آرالاريندا شيعه له شه نلرله بيرليکده، تقيييه ائله ييب اؤزلريني شيعه اولاراق تقديم ائده نلر ده واردير. آذربايجان تورکلرينده اريميش خلجلرين هاميسي، واختييله سونني اولدوقلاري قئيد ائديلسه ده، اٶته كي آزئربايجان تورکلري کيمي علوي (قيزيلباش) و شيعه مذهبلرينده ديرلر .

    2- باشقا ميللتلرده اريميش اولان خلج قوروبلاري:

    خلجلر تاريخ بويونجا اؤز آدلاريني قوروياراق يا دا اونوداراق بيرليکده ياشاديقلاري قونشو خالقلاردا اريييبلر. فارس، تورک، پشتون، هيند، تورکمن و اؤزبک بو خالقلاردان بير نئچه سيدير. ايران'ا گليب يرله شه ن خلجلرين موطلق اکثرييتي ده منطقه ده کي فرقلي خالقلاردا ارييه ره ک، بو ميللتلرين خلج اصيللي آلت قوروبلاريني تشکيل وئريبدير:

    آ- تورکله شميش خلجلر: خلجلرين غربي ايران، آذربايجان و آنادولو'يا ايلک گليشلري تورکمن سلجوقلو دؤولتي دؤورونده اولموشدور. مونقوللارين هوجومو زاماني بير چوخ خلج محو ائديلميشدير. 14 يوزايلدن باشلاياراق مونقول هوجومو ايله بيرليکده هينديستان-آفغانيستان و ايران خلج قوروبلاريندان بير بؤلومو ايکيمينجي يول اولاراق اورتا و غربي ايران'ا، ائتنيک فارسيستان و آذربايجان'ا ، گونئي قافقاسييا و آنادولو'يا گليب بورالاردا سيغيناجاق تاپيبلار.

    مونقول دؤورونده خلجلرين ائتنيک آذربايجان'ين ساوا و آوج بؤلگه لرينده ياشاديغي معلومدور. 1636-1638'ده آوروپالي سيياح اولئاروس ائتنيک آذربايجان'ين موغان دوزلويونده خلجلره راسلاديغيني يازار. بونلارين ائتنيک آذربايجان'ين ساوا بؤلگه سيندن قوزئيه دوغرو کؤچ ائتديکلري موحتملدير. 1748 و 1783'ده يازيلان "مجمل التواريخ پس از نادر" و "تاريخ جهانگشا" کيتابلاريندا ائتنيک آذربايجان'ين ساوا بؤلگه سي (بوگونکو خلجيستان) خلجلري حاقيندا بيلگيلر واردير.

    خلجلر ايراندا ياشايان تورک خالقينين ائتنوگئنئزينده رول اويناميشلار. اورمو اطرافيندا بير نئچه و جنوبي آذربايجان'ين باشقا بؤلگه لرينده خلج آديندا 5 کند داها واردير. بوتون آذربايجان و ايران سطحينده کي خلج آدلي-ترکيبلي يئرله شيم مرکزلرينين ساييسي يوزه ياخيندير . تاريخده ائتنيک آذربايجان'دا يئره له شه ن خوصوصييله عراق-ي عجم بؤلگه سينده ياشايان خلجلرين هاميسي (فارسلاشانلار و ائتنيک خلجيستان بؤلگه سينده هله ده ياشاماقدا اولان اؤز ديللريني قورويابيلميش کيچيک خلج قوروبو سايمازساق) تامامييلا آذربايجان تورکلرينده اريميشدير. بوگون بو بؤلگه ده ياشايان و آذربايجان تورکجه سينده دانيشان بو اينسانلار اؤزلريني عومومييتله خلج سويلو سايارلار.

    جنوبي آذربايجان خاريجينده گونئي فارسيستان'دا ياشايان قاشقاي تورک اويماق کونفئدئراسيونونا داخيل خلجلري ده بونلارا علاوه ائتمه ليييک. خلجلرين بير بؤلومو گونئي ايران'دا تورک قاشقاي طايفاسي آراسينا گيره ره ک تامامييلا قاشقاي-تورکله شيبدير. بونلارين ديلي آذربايجان'ين اورمو ديلي و آفشار ائللرينين ديلييله عئينيدير. بو قوروب هله ده کؤچه ري ياشام طرزيني سوردورمکده دير .

    حتتا قاشقايلاري بير بوتون اولاراق تاريخده کي خلجلرين داوامي قبول ائده ن آراشديرماچيلار اولموشدور. خلجلرين اؤز روايتلرينه گؤره "قاشقاي" ائلي، "ساوا خلجلري"ندن "خلج شاهيلو" اويماغينين، فارس ايالتينده کي تورکمان (تورک) اويماقلاري اؤز باشينا ييغماسييلا يارانميشدير. آيريجا جنوبي آذربايجان'ين خلجيستان بؤلگه سينده ياشايان خلجلرين ده جنوبي فارسيستان'دان بورايا کؤچ ائتديکلري روايت ائديلير.

    داها غربده آذربايجان'دان شرقي آنادولو و قارا دنيز'ين جنوب ساحيللري اطرافينا کؤچ ائده ن خلجلرين هاميسي تورکله شيب و اونلاردان گونوموزه تکجه چوخ ساييدا "هالاج"، "هالاجلي" ، "هالاجلار" ، "هالاج اوغلو" کيمي آدلار ياديگار قاليبدير. آنادولو'يا گئچه ن خلجلرين اؤنچولري ايلک دفعه تورکمن سلجوقلو دؤورونده بورايا گليب يئرله شيبلر. خلجلرين بو منطقه نين تورکله شمه سينده اهممييتلي رول اويناديقلاري ايدديعا ائديلميشدير.

    ب- فارسلاشميش خلجلر: ايراني ساساني دؤولتي سونلاريندا اونلارلا علاقه ده اولان تورکيلر و هئفتاليتلرين (اغ هونلارين) سيياسي هئياتي آراسيندا قالاچلارين دا وارليغي قطعيدير.

    عرب اوردولاري ايران'ين ايچلري و هينديستان'ين شيمالينا ساري ايره ليله ديکجه خلجلرله قارشيلاشيبلار. خلجلر اونومونجو عصردن چوخ داها قاباق جئيحون چايي'نين غرب و گونئيينه گئچه ره ک بوگونکو ايران'ين شرقي و آفغانيستان'ين گونئي بؤلگه لرينه ياييلميشديلار. 1181'ده تورکمن سلجوقلو دؤورونده ائتنيک فارسيستان'ين فارس اوستاني آتابه يي اوردوسونون کومانديري تاج الدين خلج ايدي.

    تورکي غزنه لي و تورکمن سلجوقلولار زامانيندا ايران و خوراسان ايچلرينده خلجلرين يئرله شدييي قطعييت قازانيبدير. گونئي آفغانيستان، پاکيستان و هينديستان'دا اولدوغو کيمي بورادا دا خلجلرين کؤچه ري اويماقلار حاليندا ياشاديقلاري ويا خوصوصي حربي گوجلر حاليندا تابئع اولدوقلاري دؤولتلرين اوردولارينا خيدمت ائتديکلري موحتملدير.

    1375ده تورکله شميش موغول جلاييرلي سولاله سيندن سولطان حوسئيين دؤورونده غربي ايران خلجلري ائلخانلاريندان احمد خلج'ين گوجلو بير حربي بيرلييه صاحيب اولدوغو بيلينير. بونلار تورکي تئيمور دؤورونده ساوا، قوم و کاشان اطرافينا يئرله شميش خلجلردن اولماليديرلار. ايرانلي شاعير عوبئيد زاکاني ائتنيک فارسيستان'ين شيراز شهه ري اطرافينداکي "وحشي کورد، تورکمان (تورک) و خلجلر"دن سؤز ائديبدير.

    تاريخده خوراسان و فارسيستان'ين باشقا بؤلگه لرينده کاشان، فارس (ايقليد، شيراز، آباده)، کيرمان، استراباد و.س.'ده يئرله شديکلريني بيلديييميز خلجلرين هاميسي حتتا جنوبي آذربايجان'ين عراق-ي عجم آدلانان بؤلگه سينده ياشايانلار فارسلاشميش ويا باشقا ايراني خالقلاردا اريميشدير. ايران'ا گله ن خلجلرين اکثرييتيني تشکيل وئره ن بونلارين بير بؤلومو هله ده "خلج/ي"، "قيليج/خانلي" کيمي اؤز تورکي فاميلييا آدلارينا صاحيبديرلر. بونلاردان شيعه له شه نلر واردير.

    علاوه اولاراق مرکزي ايران'دا ايراني(ک) ديللري عاييله سينه داخيل ايراني(ک) بير خلج ديليندن سؤز ائديلمکده دير. بو ديل موحتميلن خلجلرين بير بؤلومونون يئرلي ايراني خالقلاردا اريرکن اولوشان ايراني-تورکي قاريشيمي يئني ايراني-فارس ديل-لهجه اولماليدير . جنوبي آذربايجان'ين زنجان اوستانيندا دا بو ديلده دانيشان اينسانلارين ياشاديغي ايدديعا ائديلميشدير.

    ج- آفغانلاشميش-هيندله شميش خلجلر: تورکمن سلجوقلولارين تاريخده اورتايا چيخيشيندان چوخ قاباق، خلجلرين هرات بؤلگه سي اطرافيندا يئرله شديکلري بيلينير. خلجي (khalaj، 1290-1320) اولاراق بيلينه ن هينديستان خلج سولطانليغي بونلارين قوردوغو بير دؤولتدير.

    870ده ايراني صففاري دؤولتي قوروچولاريندان يعقوب لئيث کابول'ون يئرلي حاکيمينه قارشي گيريشدييي هوجومدا آفغانيستان'داکي چوخ ساييدا خلج و باشقا تورکي قوروبلاري اؤلدورموشدور. تورکي خلجلرله گونئي آفغانسيتان'دا ايراني ساماني دؤورونده ده قارشيلاشيريق. بونلار جورجان و بوست بؤلگه لرينه يئرله شميشديلر. تورکي غزنه لي قيرال سوبک تيگين خلجلرين بير عوصيانيني ياتيرميشدير. 995'ده آفغان (پشتو) و خلجلر تورکي غزنه لي اوردوسونون ايکي تملي ساييليرديلار. 1040'لاردا خلجلر تورکي غزنه لي سولطان مسعود'ا قارشي ناکام بير عوصيانا گيريشميشديلر. خوراسان خلجلريندن بير بؤلومو قالاباليق قوروبلار حاليندا تورکي غزنه ليلر و غورلولارين خيدمتينه گيرميش، داها سونرالار تورکي غزنه ليلر دؤولتي و غورلولارين هينديستان'ا ائله ديکلري آخينلارا قاتيلميشدير. هينديستان'ين فتحينده ايشتيراک ائتميش بونلارين ايسلام'ين بنگال و شرقي هينديستان'ا گيرمه سينده اساس روللاري اولموشدور.

    غورلو دؤولتينين ييخيلماسي و دئهلي تورک سولطانليغينين قورولماسيندان سونرا دا بنگال'داکي خلجلرين اهممييتي آزالماميش حتتا داواملي اولاراق آرتميش و دؤولتين حسساس مقاملاريني اؤز اللرينده توتابيلميشلر. تورک دئهلي سولطانليغي دؤورونده گوجلري آرتان خلجلر، سونوندا ايقتيداري اؤز اللرينه گئچيرده بيلميشلر. غيلزاي اويماغيندان پيروز شاه خلج ايله باشلايان و 1202-1320'ده علاالدين خلجي ايله بيته ن قيسسا دؤور خلج دئهلي سولطانليغينين ان پارلاق دؤورو اولموشدور. بو دؤور، خلج-دئهلي سولطانليغي (khalaj) (1290-1320) اولاراق بيلينير. 1436-1531'ده مالوا'دا دا ماحمود خلجي طرفيندن بير خلج سولاله سي قورولموشدور.

    مونقول چنگيز خان'ين ايستيلاسي ايله يئني باشدان گونئي آفغانيستان خلجلريندن بير بؤلومو هينديستان'ا گئچيب بير بؤلومو ايسه تورکي خارزمشاهلار ايمپاراتورلوغونا قاتيليب مونقوللارا قارشي ساواشلارا ايشتيراک ائتميشدير. 1222'ده تورکي خارزمشاه جلال الدين'ين اوردولاري پروان'دا موغوللاري مغلوب ائتميشدير. بو اوردونون سول قاناد کومانديري خلج ايدي.

    تاريخده آفغانيستان (غزنه، جورجان، بوست و.س.) ده يئرله شميش خلجلرين هاميسي يئرلي خالقلاردا ارييه ره ک يوخ اولموشدور. آفغانسيتان'دا پشتون (افقان)لارداکي "آبدالي" بويونا داخيل "گيلزايلار"ين (گيلزاي، غيلزاي، گالزاي، قيلزاي، گيلزي ويا غالجاي) خلج اصيللي اولدوغو ايديعا ائديلميشدير. بو قوروب، خلجلرين هله ده سونني مذهبينه باغلي قالان قيلزاي آلت قوروبودور. بوگونکو آفغانسيتان پاکيستاندا ايران - هينديستان آراسيندا ياشايان قيلزايلار عومومييتله اؤزلريني ايرانا حوکوم سوره ن تورکي دؤولتلره باغلي حيسس ائديرديلر. بونا رغمن تورک صفوي دؤولتي نين ضعيفله مه سي ايله 1722 ايلينده بو دؤولتي ييخاراق، 7 ايل ايرانا حوکوم سورموشلر. د- تورکمنله شميش خلجلر: 1005-1006`ده ايلک خانين زامانيندا خوراسان'ين مرو شهه ري اطرافينا خلجلر يئرله شميشديلر. بونلار ايراني ساماني دؤوروندن بري اورالاردا ايديلر. بو قوروب و تاريخن تورکمنيستان'ا يئرله شه ن (مرو و اطرافي) دييه ر خلج قوروبلاري تامامييلا تورکمنلرده اريييبلر. اؤز خلج آدلاريني هله ده قورويابيله ن تورکمنلرين آفشار بويونا قاتيلميش خلجلر بئله، گونوموزده تکجه تورکمنجه دانيشيرلار.

    ائ- اؤزبکله شميش خلجلر: ايران'ين خاريجينده اؤزبکلرده کي "گالاجيلر"، خلج سويلودور. تورکمنيستان کيمي اؤزبکيستان`دا دا خلج اويکونيملري واردير.

    تکليفلر:

    يوخ اولماقدا اولان خلج ديلي-مدنييتي و خالقيني قوروماق آماجييلا دؤولت و غئيري دؤولت قوروملار، عئلمي-آراشديرما اوجاقلاري طرفيندن عاجيل تدبيرلر آلينمالي و اويقون آدديملار آتيلماليدير. آشاغيدا بونلارين آراسيندا اولابيله جک نئچه تدبير و آدديم سيرالانميشدير:

    1- ايران'داکي تورک آکتيويستلرين خلجلرين مدني تشکيلاتلانماسينا يارديم ائتمه سي، 2- خلج ديلينده کيتاب (شئعر-فولکلوريک ملزمه) و قزئت چاپ ائديلمه سي، 3- ايران'دا و خاريجينده داق (دونيا آذربايجانليلار قورولتايي) کيمي بوتون ايران تورک تورکلرينين بير آرايا ييغيشديقلاري مدني و ادبي توپلانتيلارا-قورولتايلارا خلج تمثيلچيلري نين ده دعوت ائديلمه سي، 4- خلجيستان'ين فرقلي اوستانلار آراسيندا بؤلوشدورولمه سي و آدينين ده ييشديريلمه سينه قارشي ائعتيراض ائتمه، 5- ايران'ين شيمال غربينده کي تورکلرله مسکون بوتون منطقه نين، يئني ايالت سيستئمي-ايداري تقسيماتدا بير بوتؤو اولاراق و تک سيياسي واحيد شکلينده، آذربايجان ايالتي آدييلا اولوشدورولماسي لوزومونون تاکيد ائديلمه سي، 6- خلجيستان'ين، ائتنيک (جنوبي) آذربايجان'ا داخيل اولدوغو، اونون ان گونئي بؤلومونو تشکيل وئردييي و حؤکمن آذربايجان ايالتينه داخيل ائديلمه سينين تاکيدي، 7- خاريجده کي تورک آکتيويستلرين خلجيستان'ا موختارييت مسله سيني قالديرمالاري و بو ايدئاني يايمالاري.

    نوتلار

    1- اينگيليس ديلينده ghalaj، khalaji، khalaj و.س. اولاراق گئچه ر. 2- آذربايجان'ين بو بؤلگه لرينه (داها چوخ زنجان و قزوين اوستانلارينا) بعضن "آذربايجان-ي خمسه" ، يا دا (داها چوخ همدان، مرکزي، تئهران و قوم اوستانلارينا) "آذربايجان-ي جيبال" و "عراق-ي عجم" دئييلير. 3- خلجلرين آدينين کؤکو حاقيندا عبدالقاضي باهادير خان'ين سؤيله دييي سؤزلو بير افسانه واردير: "ايلک تورک خاقانلاريندان اوغوز خان'ين ايران'ا يوروشو زاماني اونون عسگرلريندن بيري يوک حئيواني چاتيشماديغي و آروادي بويلو اولدوغونا گؤره، قوشوندان دالي قالير. گئريده قالان عسگري خاقان'ين يانينا گتيره نده خاقان اونون گئريده قالماسينين ندنيني اؤرگه نير. اونون آروادي دوغموش ايدي و چاغا آج آنانين سودو اولماديغينا گؤره آجليقدان آجي چکيرميش. اوغوز خان اونو موکافاتلانديراراق و اوشاغي "قال آج" آدلانديراراق حربي خيدمتدن آزاد ائدير. "قال آج" يا دا "خالاج" خالقينين آدي بو "قال آج" اوشاغين آديندان مئيدانا گلميشدير" . بونونلا بئله عئيني تاريخچي بئشينجي يوز ايلليکده روماليلارين قال آج"لاري تورک سؤزو "قيلينج"ين ترجومه سي اولان "خالاتييه" آدلانديرديقلاريني يازير. 4- گرچي خلجلرله اوغوزلارين آراسينداکي باغلار آچيقليق قازانماميشدير. خلجلرين اوغوزلارين "قارقين" آدينداکي بويوندان آيريلاراق اولوشدوغونا اينانان تورکولوقلار دا واردير. محمود کاشغري`يه گؤره خلجلر اوغوز تورکيلريندن آيريلان ايکي اويماغين بيرله شمه سيندن اولوشموشلار. ديوان لغات ترکده خالاچ آدينين اوغوز قاغان دستاني'ندا آنلاتيلان بير اولايلا ايلگيلي اولاراق سؤيله نه ن قال آچ "آچ قال" سؤزوندن گلدييي بليرتيلمکده و خالاچلار حاققيندا شو بيلگي وئريلمکده دير: "تورکمنلر اصلينده 24 قبيله دير. لاکين ايکي قبيله دن عيبارت اولان خالاچليلار، بعضي کره بونلاردان آيريلديقلاري اوچون کنديلري اوغوز ساييلماز،اصيل اولان بودور. " 5- بونلاردان بيري پروف. دوئرفئر'دير. بو عاليم عئيني حالدا خلجلر حاقيندا ايلک دفعه هر طرفلي و سيستئماتيک آراشديرمالار آپاران، اونو موستقيل بير ديل کيمي تورکولوژييه تانيتديران بيلگيندير. 6- ائتنولوگ خلجلر حاقيندا بو قيسسا بيلگيلري وئرمکده دير:Population: 17,000 and decreasing (1968). Region: Northeast of Arak in Central Province. Classification: Altaic, Turkic, Southern, Azerbaijani. Comments: Not a dialect of Azerbaijani, as previously supposed. An independent language distinct from other extant Turkish languages (Doerfer 1971). Most are bilingual in Farsi. Some children know only Farsi. Pronounced with two long or back a's. Different from Indo-Iranian Khalaj. Muslim.7- بير فارس آتاسؤزو بئله دييير: "زبان خر را خلج داند" . "ائششه يين ديلين خلج باشا دوشه ر" . 8- آذربايجانلي تاريخچي "زئينل آبيدين شيرواني" 1800'لرده آذربايجان'داکي خلجلرين حنفي سونني مذهبينده اولدوقلاريني يازار. 9- شيمالي آذربايجان`دا آبشئرون، قوبادلي، شرور، سايان و اوجار بؤلگه لرينده ده خلج کندلري واردير.

    گونئي آزربايجان اوستانلاري

    دئموقرافيكورد ياييلماجيليغي

    سونقور- آزربايجانبيجار- قروه- ياسوكند- آزربايجانهمدان- آزربايجانمركزي- ساوه- اراك- آزربايجانقزوين- آزربايجانساوجبلاغ- كرج- اسلامشهر- شهريار- آزربايجانخلجستان- آزربايجانقم- آزربايجانآستارا- انزلي- منجيل- آزربايجان

    ايگيد سولدوز- آزربايجان

    فارسيستانداكي توركلر

    ايلخان- قاشقاي يورداستان فارس- تركيزد- هرمزگان- كرمان- تركاستان اصفهان- ترك

    باشقا مملكتلرده كي توركلر

    لرستان- چهارمحال- كهگيلويه- تركمازندران- گلستان- سمنان- تركعربستان (خوزستان- بوشهر)- تركافشاريورد (خراسان)- ترك

    يوردديشي اوجقاراوبالاريميز- دياسپورالاريميز

    روستای چاهک-دهستان قاهان-خلجستان-قم

    روستاي بنچنار در منطقه فراهان

    خلج khalaj

    Telimxan-Türkce تئليم خان-توركجه

    خلج؛ قطعه اي از تركي باستان

[ شنبه سیزدهم مهر 1387 ] [ 11:28 ] [ اوجانلـی ]

بررسي جايگاه زبان تركي در مقايسه با ساير زبانها

كليه اين اطلاعات ازموسسه ي آ،ام،تي و آ،ام،آ،ث2001كه در اروپا و آمريكا واقع شده وتحت مديريت برجسته ترين زبان شناسان اداره مي شوند گرفته شده است و همه ساله گزارشهاي زيادي را درباره ي زبانها منتشر مي كنند و كليه استانداردهاي زبانشناسي از اين ادارات كه دولتي هستند اعلام مي شود .

يادآاوري:تمام مطالب منتشره از طريق اين موسسات بايستي به تاييد اقاي نوام چامسكي برسد "نوام چامسكي را هر كس كه الفباي زبان شناسي مي داند مي شناسد، اورا پدرزبانشناسي مي دانند و در امريكا ودر كليه نقاط دنيا نظريات او را به عنوان استاندارد زبان شناسي تدريس مي كنند " وي اخيرا در حدود چهار ماه پيش در سفري به استانبول عاليترين نشان زبان شناسي را به موسسه ي زبان شناسي ديلگين اهداء كرد .

يكي از مهمترين اين استانداردها فرمول پذيري زبان جهت تبديل سدن به حالت رياضي است. قابليت تبديل شدن به يك زبان مياني و توليد تناظر يك به يك براي توليد زبان ديگر است و اين استاندارد براي تمامي زبانها و در عرض يازده سال )از سال (1991 مورد نقد و تحليل قرار گرفته است "البته استانداردهاي فوق به لايه هاي دروني و بيروني آن برمي گردد" براي اين وضعيت بايستي ريشه شناسي و شناخت شناسي ،نيز مورفولوژيك و ابهامات جمله اي در وضعيتي قراربگيرند كه كماكان علاوه بر ايجاد يك رابطه ي دامنه دار ،

توان برقراري ارتباط بين كليه ي اجزاء زبان نيز ميسر گردد.”

متاسفانه زبان رسمي ما هيچكدام از استانداردهاي فوق را نداشته و باز متاسفانه به عنوان يك لهجه آن هم از نوع فردي شناخته شده است و اصلا قابليت تبديل به حالت رياضي را ندارد.

به اصطلاحات استخراجي از همين موسسه توجه كنيد:

19 درصد كلمات انگليسي از زبان تركي گرفته شده است

92 درصد كلمات فارسي از عربي و تركي گرفته شده است و مابقي بدون هيچ فرمولي توليد شده است

2 درصد كلمات تركي از ايتاليائي فرانسوي و انگليسي گرفته شده است.

در هيچ يك از زبانهاي بين المللي لغتي از زبان فارسي وجود ندارد

39 درصد كلمات ايتاليائي ، 17 درصد كلمات آلماني و 9 درصد كلمات فرانسوي از تركي گرفته شده است

100 درصد كلمات تركي ريشه ي اصلي دارند

100 درصدكلمات انگليسي - آلماني تركي داراي عمق ريخت شتاسي هستند

100 درصد زبانهاي بند بالا داراي تلفظ بر مبناي قواعد فونولوجيكي طبيعي هستند

83 درصد انگليسي ريشه ي اصلي دارند

جملات تركي 2 درصد ابهام توليد مي كنند (يعني يك خارجي اگر زبان تركي را از روي كتاب ياد بگيرد پس از ورود به كشور ترك زبان مشكل نخواهد نداشت(.

جملات انگليسي نيم درصد ابهام توليد مي كنند (يعني يك خارجي اگر زبان انگليسي را از روي كتاب ياد بگيرد پس از ورود به يك كشور انگليسي زبان هيچ مشكلي نخواهد نداشت(.

جملات فرانسوي تقريبا يك درصد ابهام توليد مي كنند

جملات فارسي 67 درصد ابهام توليد مي كنند )يعني يك خارجي كه فارسي را از روي كتاب ياد گرفته است بسختي مي تواند در ايران فارسي صحبت كند و يا آن را درك كند ، مگر انگاه مدت مديدي در ان جامعه مانده بصورت تجربي ياد بگيرد ، اين مسئله براي خود ايرانيان نيز صادق است بخصوص ترك زبانان آذربايجاني كه بسختي فارسي را ياد مي گيرند بعد از آن نيز با مشكل تلفظ روبرو مي شوند.

جملات عربي 8 تا 9 درصد ابهام توليد مي كنند ( يعني يك خارجي اگر زبان عربي را از روي كتاب ياد بگيرد پس از ورود به يك كشور عرب زبان مشكل عمده اي نخواهد نداشت(

فرنولوژي(واج تلفظ شناسي)

در زبان تركي 97 درصد و در زبان فارسي 2 تا 7 درصد بسته زبانهاي طرف مقابل است معكوس پذيري كليه زبانها به جز زبانهي عربي و فارسي امكانپذيراست و براي زبان عربي خطاي 45 درصد و براي زبان فارسي 100 درصد است يعني نمي توان زبان فارسي را با فرمولهاي زبان شناسي به زبان ديگري تبديل كرد و اصولا امكان ندارد.

تركيباتي كه فقط براي انسان قابل تشخيص است ساده تر انكه جداكننده ي مطلق مابين كلمات وجود ندارد و در صورت تركيب از طريق يك سيستم آناليزگر غيرقابل تجزيه است و همين مسئله معكوس پذيري آن را غيرممكن مي سازد.

زبان تركي را شاهكار زبان معرفي كرده اند كه علنا اين مساله را اعلام كرده اند كه براي ساخت آن از فرمولهاي پيچيده اي استفاده شده است، كه از اين افراد بنام خانم نيكتا هايدن متخصص زبان شناس سرشناس آلماني در موسسه ي اروپائي يوروتوم گفته است :كه در آن زمان قادر به توليد اين زبان نبوده اند و موجودات فضائي اين زبان را خلق و يا خداوند به پيغمبران خود عاليترين كلام ارتباطي را داده است مثلا حضرت ابراهيم و يا موسي جمله ي فوق دقيقا جمله ي وي در مجله ي Expert system به تاريخ 15 ژوئيه 1998 است.

تنها خطائي را متوجه اين زبان نموده اند صرفهاي اسمي در آواشناسي است كه بيشتر در زمينه ي ترجمه ي ماشيني است كه اميد بسياري است در دانشگاه بيل كنت انكارا اين مساله را حل نمايند- رئيس اين گروه آقاي بزتاش مي باشند.

چند نكته ي مهم : هم اينك زبان تركي عملا در بيشتر پروژه هاي بين المللي جا باز كرده است به مطالب زير توجه نمائيد :

برگرفته از مجله ي Internatıonal Languges چاپ آلمان و مجله ي New Science چاپ آمريكا

- كليه ي ماهواره هاي هواشناسي و نظامي اطلاعات خود را به زبانهاي انگليسي،فرانسوي،تركي به پايگاههاي زمين ارسال مي كنند.

- پيچيده ترين سيستم عامل هاي كامپيوتريOS2/8 و معمولي ترينwindows زبان تركي را به عنوان پايه ي فونوتيكي قرار داده اند و اين در حالي است كه زبان عربي را به عنوان جزء سطحي در تنظيمات محاوره اي ايجاد كرده اند كه اصلا مساله ي علمي نيست و مي توان گفت يك حالت ظاهري دارد چونكه هر كاري مي كنند فونت آنان و كلمات توليدي اصلا همخواني ندارد و عملا نيز شاهد هستيم.

- كليه ي اطلاعات ارسالي از اداره هاي جهان به سه زبان انگليسي،فرانسوي،تركي علايم پخش مي كنند.

- كليه ي سيستم ها و سامانه هاي جنگنده ي قرن 21 جي اس اف كه بتعداد 7هزار فروند در حال توليد است به دو زبان انگليسي و تركي طراحي شده اند. آمريكا كشور تركيه را بخاطر توان بالاي هوا فضا در سال 2001 به عنوان نخستين شريك تمام عيار با 19درصد سهام قبول كرد و كشورهاي آلمان و سوئد را رد كرد مجله ي Fligtsژوئن2001

همه ي اين اتفاقات به زبان و آينده ي زبان مربوط مي شود كه علاوه بر بهترين زبان،بهترين منابع اقتصادي را از آن خود ساخته است.

متاسفانه زبان رسمي ما ! از هيچ قاعده ي فنولوجيكال نيز پيروي نمي نمايد و داراي ساختار تك ديناميكي است. اما زبان تركي با در نظر گرفتن تمام وجوه به عنوان سومين زبان زنده ي دنيا شناخته شده است. طبق آمارهاي منتشره و موسسات ذكر شده كه زبان تركي در كليه ي دانشگاهها و دبيرستانهاي اروپا و آمريكا جزء كورسهاي رسمي كشور و اين مساله هم اكنون در كليه ي دانشگاههاي اروپا و دانشگاههاي مطرح آمريكا پياده شده است و دومين زباني است كه در حال تهيه ي تافل مهندس دانشگاهي براي آن هستند.

اما زبان فارسي رتبه ي 261 را به خود اختصاص داده است آنهم نه به عنوان زبان (لهجه ي 33 زبان عربي).بلكه به عنوان لهجه كه اين زبان را با ساختاري كه بتوان جمله سازي مفهومي ايجاد كند،شناخته اند و اگر روي اين مساله كار جدي نشود يادگيري مثلا زبان انگليسي يا تركي يا فرانسه مشكل عمده اي ايجاد خواهد كرده و مي كند و مي بينيم كه فارسي زبانها براي يادگيري زبان انگليسي با مشكل عمده اي مواجه هستند ولي ترك زبانان با مشكل يادگيري و تلفظ مواجه نيستند، اين مساله به رفتارهاي مغز برمي گردد كه داراي بحث هاي دامنه داري است و اينكه بسياري از جملات فارسي بر اساس عادت شكل گرفته اند تا فرمول ساخت و با اين وضعيت فرمول پذيري آن امكان ندارد.

وابسته به صورت شناسي يا دگرگوني در زبان phonological

ريخت شناسي morphology

"قران مجيد" سوره ي روم آيه 22

و از نشانه هاي او آفرينش آسمانها و زمين و تفاوت زبانهاي شما و رنگهايتان است بدرستيكه در آنها نشانه هائي براي اهل علم است.

1-پارسي را به عنوان 33 مين گويش عربي پاس بداريم ، تركي را بعنوان سومين زبان قانونمند و توانمند دنيا ترك بكنيم!

2-پارسي را با 60ميليون متكلم پاس بداريم ، تركي را با 760 ميليون متكلم ترك بكنيم!

3-پارسي را با 2500 سال قدمت پاس بداريم ، تركي را با 7200 سال قدمت ترك بكنيم!

4-پارسي را با 400 واژه ي اصيل پاس بداريم ، تركي را با 100000 واژه ي اصيل ترك بكنيم!

5-پارسي را با 60 تا 70 فعل اصلي پاس بداريم ، تركي را با 3500 فعل اصلي ترك بكنيم!

6- پارسي را با 350 فعل غير اصلي پاس بداريم ، تركي را با 24000 فعل غير اصلي ترك بكنيم!

7-پارسي را با 11 فعل زماني پاس بداريم ، تركي را با 46 زمان فعلي ترك بكنيم!

8-پارسي را با 7% از كلماتش كه ريشه دارند پاس بداريم ، تركي را كه 100% از كلماتش ريشه دارند ترك بكنيم!

9-پارسي را به عنوان زبان اقليت مردم ايران پاس بداريم ، تركي را به عنوان زبان اكثريت مردم ايران ترك بكنيم!

10-پارسي را با 6 آوا پاس بداريم ، تركي را با 9 آوا (كاملترين آواي طبيعت) ترك بكنيم!

11-پارسي را به عنوان زبان محلي پاس بداريم ، تركي را به عنوان زبان بين المللي ترك بكنيم!

12-پارسي را به عنوان گلچيني از زبانهاي ديگر پاس بداريم ، تركي را به عنوان شاهكار زبان و ادبيات بشري ترك بكنيم!

13-پارسي را به خاطر عدم كارائي كامپيوتري پاس بداريم ، تركي را به عنوان استاندارد پايه ي فونتيكي ويندوز ترك بكنيم!

14-پارسي را به عنوان زبان شعر پاس بداريم ، تركي را به عنوان زبان استاندارد ارسال ديتاي رادارهاي جهان ترك بكنيم!

15-پارسي زبان معدودي افغاني و تاجيكي را پاس پاس بداريم ، تركي زبان استاندارد يونسكو در اروپا و آمريكا را ترك بكنيم!

16-پارسي را با 97000 عنوان كتاب در دنيا پاس بداريم ، تركي را با 450000 عنوان كتاب در دنيا ترك بكنيم!

17-پارسي را كه هرگز خط نگارش نداشته پاس بداريم ، تركي صاحب اولين ، دومين و سومين خط بشري را ترك بكنيم!

18-پارسي با 3 درجه صفت را پاس بداريم ، تركي با 6 درجه صفت را ترك بكنيم!

19-پارسي عاري از قوانين آوائي را پاس بداريم ، تركي را با قوانين ملوديك بين اصوات و حروف را ترك بكنيم!

دهها دليل و برهان ديگر وجود دارد كه بر بقاي زبان پارسي بايد از زبان ديرين و شيرين و هنرين و شكرين تركي چشم بپوشيم . زبان تركي مي تواند خويشتن را حفظ كند اين پارسي است كه بايد دست در دست هم آن را پاس بداريم چرا كه با كوچكترين وزش بادي و كمترين غفلتي براي هميشه آن را از دست خواهيم داد.

[ شنبه سیزدهم مهر 1387 ] [ 11:21 ] [ اوجانلـی ]


آزاد تبریز-  بالأخره بعداز مدت ها، ایالات متحده آمریکا نیت اصلی خود را آشکار ساخت و نقشه تقسیم عراق به سه قسمت سنی، شیعه و کردنشین در سنای آن کشور به تصویب رساند. کشوری از آن سوی دنیا آمده است، کشوری را فتح کرده است، بیش از 100 هزار سرباز در آنجا پیاده کرده است و در قرن بیست و یک، آشکارا یک کشور دیگر عضو سازمان ملل را به سه قسمت تقسیم می کند! کشوری که داعیه دموکراسی و حقوق بشر را دارد ولی نقشه خاورمیانه جدید را پایه ریزی می کند، از تروریستهایی که موافق اندیشه هایش باشند حمایت می کند و در پی پاره پاره کردن کشورهایی همچون عراق، ترکیه، سوریه و .. است!


در نقشه تقسیم کشور عراق به سه قسمت، آمریکا دشمنی خود را با ترکمنها اعلام کرده است. از سویی، حقوق اولیه و اساسی بیش از 3 میلیون ترکمن عراقی نادیده گرفته شده است. از سوی دیگر، با الحاق کرکوک به استان کردستان، دشمنی خود را با ترکمنها و ترکهای جهان آشکار کرده است.

تقسیم عراق، آنهم با اراده یک ابرقدرت و بدون موافقت سازمان ملل می تواند هم برای جهان خطرناک باشد و هم برای خود ایالات متحده !

ایالات متحده ای که آشکارا از کردستان عراق در برابر ترکمنها حمایت می کندهم پیمان قدیمی خود(ترکیه) را هم نادیده گرفته است و جدائی شمال عراق باعث خواهد شد تا کردها، چشم به تمامیت ارضی ترکیه بدوزند و در پی تقسیم خاک آن کشور باشند.اکنون باید تمام ترکمنهای جهان، اعم از ترکمن های ایران، ترکمنستان، افغانستان، سوریه، ترکیه و عراق به پا خیزند و علیه این نقشه که دقیقا ملت ترک و ترکمن را هدف گرفته است یک صدا شوند.

 نه فقط ترکمنها، که تمامی ترکهای جهان اعم از ترک آذری، ترکیه و سایر کشورها باید در برابر این ظلم و ناحقی در حق ترکمنهای مظلوم و بی دفاع عراق به پا خیزند.ضمن آنکه از کشور ترکیه نیز انتظار می رود، در روابط خود با کشورها، تجدید نظر کند. نباید در زمینه حفظ حقوق ملتهای ترک دنیا هیچ گونه تسامح و تساهلی از سوی ترکیه جایز شمرده شود.آنچه که امروز توسط آمریکا بر سر عراق و ترکمنهای عراق می رود بی گمان فرداروز، در قابل ترکیه نیز تکرار خواهد شد. باید هشدارها را جدی گرفت. اگر امروز مقابل این حیله مقاموت نشود فردا بسیار دیر خواهد بود.از کلیه سازمانهای مدافع حقوق ترکمنها در ترکمن صحرا نیز انتظار می رود با صدور بیانیه و شرکت در تجمعات، به محکومیت این نقشه ننگین برخیزند.ملت ترکمن عراق باید بداند که ترکمنهای جهان در هر کشوری که باشند حامی و پشتیبان آنها هستند. آنها نباید در این شرایط حساس خود را تنها و بی یاور بدانند.

[ پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ] [ 14:46 ] [ اوجانلـی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

YALAN

hadi gidiyorsun
yürekten kan gidiyor,sen gidiyorsun
herşey gidiyor
gökte bulut,dağda kar,düzde kervan gidiyor
solgun bir gül oluyor insan
bir demet kır çiçeği ölüyor sen gidiyorsun
ne ucuz yaşıyorsun,ne kolay
bir kristal gibi ellerimden düşüyorsun
bakma öyle
ben kanıyorum sen üşüyorsun
موضوعات وب
امکانات وب
............. وضعیت یاهو